سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
حاملگی، زایمان، جنین، دوران بارداری و پَـــ نَ پَـــ
1 2 3 4 5 >> >

ارزیابی رشد و تکامل کودک



ارزیابی رشد کودک چیست؟


کودکان با سرعت و الگوهای متفاوتی رشد می کنند: برخی حرف زدن را خیلی زود شروع می کنند؛ بعضی دیگر هم حتی قبل از اینکه بچه های همسن آنها بتوانند چهار دست و پا راه بروند، یاد می گیرند که ایستاده راه بروند. اما اگر به نظر می رسد که کودک شما در دوره ای از رشد، خارج از محدوده طبیعی قرار دارد، شما باید او را مورد ارزیابی رشد قرار دهید. در واقع، ارزیابی رشد یک ارزیابی ساخت یافته از میزان رشد کودک شما در حیطه های توانایی های فیزیکی، زبان، فهم و درک، مهارتهای اجتماعی و عاطفی است. یک متخصص ارزیابی رشد یا تیمی از متخصصین (که ممکن است شامل متخصص اطفال، متخصص زبان، متخصص شنوایی، متخصص کاردرمانی، روانشناس کودک، روانپزشک کودکان، و افراد دیگر باشد) می توانند این ارزیابی را انجام دهند.
متخصص یا تیم متخصصین، میزان رشد کودک شما را با میزان طبیعی رشد در سن او مقایسه کرده و مشکلات یا تاخیرهای تکاملی احتمالی را مشخص می سازند. در کل، شما باید به سوالات نسبتا فراوان و جزئی در مورد رشد، حرکات فیزیکی، رفتار، بازی ها و روابط متقابل کودک با اعضای خانواده و دیگر افراد و اشیا موجود در محیط پیرامون او، پاسخ دهید. همچنین کودک شما مورد یک سری آزمایشها قرار می گیرد که ممکن است شامل تستهای فیزیکی، شنوایی و بینایی، بررسی نحوه بازی کودک، و آزمونهای استاندارد (که از کودک می خواهند کارهای مشخصی را انجام دهد) باشند، و نهایتا نقاط قوت و ضعف او را مشخص می سازند. اگر مربی یا پزشک کودک شما توصیه کند که او را تحت ارزیابی رشد قرار دهید، شما ممکن است عصبانی شوید، بترسید یا حتی احساس گناه کنید. هیچ پدر و مادری دوست ندارند بشنوند که فرزندشان مشکلی دارد. نگرانی شما طبیعی است، اما به خاطر داشته باشید که این آزمونها، یک ارزیابی ساده از کودک شما هستند. این آزمونها به هیچ وجه برای تشخیص عیب یا بیماری کودک نیستند (هر چند ممکن است در انتها به شما پیشنهاد بدهند که کودک را برای بررسی ابتلا به بیماری یا مشکل خاصی، مورد معاینه دقیقتر قرار دهید) و همچنین نمی توان این آزمایشها را نشانه وجود یک مشکل جدی در کودک دانست. در بسیاری از موارد، این ارزیابی مشخص می کند که کودک کاملا طبیعی است، و احتیاج به درمان یا مراقبتهای اضافی ندارد. حتی اگر پزشک یا معلم کودک احتمال دهند که او به یک بیماری یا مشکل دچار شده است، ممکن است راهکارهایی را به شما پیشنهاد بدهند که با کودک خود در خانه تمرین کنید تا مشکل او برطرف شود. سعی کنید با فکر باز با این موضوع برخورد کنید، و به یاد داشته باشید که هدف نهایی این ارزیابی آن است که به کودک شما کمک کند تا رشدی سالم و طبیعی داشته باشد.

از کجا می توانم بفهمم که باید کودک را مورد ارزیابی قرار داد؟


متخصص اطفال در هر نوبت معاینه کودک، رشد او را مورد بررسی قرار می دهد. اگر او مشاهده کند که کودک شما در یکی از زمینه های رشد، تا حد زیادی از همسالان خود عقب مانده است، ممکن است شما را به یک متخصص رشد ارجاع دهد تا این آزمونها را انجام دهید.
البته شما هم به عنوان پدر یا مادر می توانید ضرورت انجام این آزمونها را تشخیص دهید. شما بهتر از هر کس دیگری فرزند خود را می شناسید و ممکن است اولین کسی باشید که یکی از نشانه های تاخیر در رشد را مشاهده کنید. پزشک در هر نوبت معاینه، تنها چند دقیقه را با کودک شما سپری می کند، پس به سادگی ممکن است از توجه به نشانه های ظریف و کوچک، غفلت ورزد. اگر شما در مورد یکی از نشانه های رشد (مثلا حرف زدن یا توانایی برداشتن و گرفتن اجسام) نگران هستید و پزشک شما در این مورد صحبتی نکرد، می توانید این موضوع را با او مطرح کرده و بخواهید که شما را به یک متخصص ارجاع دهد.
اگر کودکتان را به مهدکودکی می برید که پرسنل آن در زمینه رشد کودک آموزش دیده اند، مدیر مهد یا مربی کودکتان نیز می تواند پیشنهاد مراجعه به متخصص را مطرح کند.

خصوصیات یک ارزیابی رشد و تکامل خوب چیست؟


ارزیابی کودکان مختلف ممکن است کاملا متفاوت باشد زیرا کودکان و خانواده های آنها با یکدیگر بسیار متفاوتند. بهترین ارزیابی ها در زمینه بررسی سلامت جسمی و روحی کودکان ، مشخصات زیر را دارند:
• والدین و متخصصین به همراه یکدیگر در ارزیابی شرکت می کنند: شما در زمینه رفتارهای کودک خود متخصص هستید؛ پس باید در فرآیند ارزیابی، نقشی کلیدی داشته باشید. اطلاعات و نظرات شما برای تعیین وضعیت واقعی کودک، بسیار مهم و تعیین کننده هستند.
• ارزیابی باید توسط یک تیم (که می تواند شامل متخصص اطفال، متخصص شنوایی، روانشناس کودک، روانپزشک کودک، و دیگران باشد) انجام شود تا تصویری کامل از مهارتهای کودک به دست بیاید. اعضای تیم باید درک قابل قبول و مناسبی از فرآیند رشد کودک داشته باشند.
• کودک شما باید در چند جلسه و با حضور افراد مختلف مورد معاینه قرار گیرد. رفتار، فرآیندی بسیار پیچیده است. برای به دست آوردن تصویری دقیق و کامل از بازی، یادگیری، نحوه استدلال، حرکات، روابط متقابل و سایر ویژگیهای کودک، او باید در محیطهای مختلف مورد بررسی و آزمایش قرار گیرد. به عنوان مثال، رفتارهای او در زمانی که همراه شما است ممکن است با زمانی که در مهدکودک است یا زمانی که با خواهر و برادرهایش است، متفاوت باشد. یک تیم خوب ارزیابی، همه این موارد را مد نظر قرار می دهد.
• فرآیند ارزیابی باید نقاط قوت و نقاط ضعف کودک شما را مشخص سازد: رشد کودک، یک فرآیند پیچیده است و در یک ارزیابی خوب، باید فعالیت و عملکرد کودک در حیطه های مختلف (و نه تنها در یک یا دو موردی که به نظر می رسد او مشکل دارد) مورد بررسی قرار گیرد.
• نباید کودک را مجبور کرد که در طول آزمایش، از شما جدا شود؛ زیرا اگر کودک عصبی یا ترسیده باشد، نمی توان از او انتظار داشت که توانایی های خود را به بهترین شکل ممکن بروز دهد.
• ارزیابی باید مانند کمک کردن باشد. ارزیابی رسمی از رشد کودک، غالبا اولین گام در تعیین این است که آیا کودک شما به دخالت پزشکی یا درمان زودرس نیاز دارد یا خیر. اما پس از انجام آزمون، بسیاری از والدین می گویند که خود آزمون نیز بسیار مفید بوده است. در طول این فرآیند، باید احساس کنید که اطلاعات و دانش شما پیرامون کودکتان در حال افزایش است، پاسخ بسیاری از سوالات خود را در مورد رشد کودک خواهید گرفت و ایده های جدیدی در زمینه نحوه ارتباط برقرار کردن با کودکتان به دست می آورید. حتی ممکن است احساس آرامش پیدا کنید. هرچند مواجه شدن با یک مشکل احتمالی در مورد رشد کودک می تواند ناراحت کننده باشد، اما دانستن اینکه می توان این مشکل را تا حد زیادی برطرف کرد، یک گام بزرگ رو به جلو است.

چگونه می توانم مطمئن شوم که فرزندم، بهترین نتیجه ممکن را به دست آورده است؟


آمادگی قبلی برای ارزیابی و بازی کردن نقش وکیل مدافع کودک، دو کار مهمی هستند که شما می توانید انجام دهید تا از به دست آمدن نتایج دقیق و مناسب اطمینان حاصل کنید. در اینجا به چند نکته خاص اشاره می کنیم:
• در صورت امکان پدر و مادر (هر دو) باید در آزمونها حضور پیدا کنند. شما ممکن است اطلاعات یا ایده های متفاوتی داشته باشید که در اختیار متخصصان قرار دهید و همچنین می توانید یادداشتها و نکات آزمون را بعدا با یکدیگر در میان بگذارید تا مطمئن شوید که همه چیزهایی را که در طول آزمون رخ داده است، به درستی درک کرده اید. اطمینان حاصل کنید که کودک در زمان آزمون، سالم، سر حال و آرام است. مثلا اگر کودک ترسیده باشد، سرماخوردگی داشته باشد یا به عفونت گوش مبتلا شده باشد، نمی تواند بهترین نتایج ممکن را در آزمونها به دست آورد. سعی کنید برای پاسخ دادن به هر سوالی که ممکن است متخصصین رشد از شما بپرسند، آماده باشید.
• پس از پایان آزمون، بخواهید که یک گزارش کتبی از نتیجه آن به شما بدهند. در مورد هر چیزی که احتمالا نفهمیده اید، سوال بپرسید: خواه بخشی از خود آزمون باشد یا قسمتی از اصطلاحات به کار رفته در گزارش نهایی.
• اگر ارزیابی نهایتا به یکی از تاخیرهای رشدی اشاره کرد، بهتر است پیش از آغاز درمان یا مداخله پزشکی، نظر یک متخصص دیگر را نیز جویا شوید و یا یک بار دیگر آزمون ارزیابی رشد را انجام دهید. درمان ممکن است برای شما و کودکتان گران قیمت، زمان بر و طاقت فرسا باشد. پیش از آغاز درمان، اطمینان حاصل کنید که تشخیص مشکل یا بیماری، با دقت کافی صورت گرفته است.
• ارزیابی رشد را به طور دوره ای و در فواصل زمانی مناسب، انجام دهید. رشد کودکان بسیار سریع و با سرعت و الگوهای متفاوتی رخ می دهد، پس ارزیابی دوره ای آنها بسیار مهم است. کودک شما می تواند با رشد سریع، یکی از تاخیرهای رشدی خود را جبران کند و یا ممکن است تاخیرهای رشدی جدیدی در او رخ بدهند. نظارت دائمی، می تواند هرگونه تغییر را به سرعت تشخیص دهد.

  

«تحلیل روان شناختی باورهای غیر منطقی در زندگی مشترک»



در ادبیات ما سخن از تاثیر باورها و افکار آدمی بر زندگی فردی و اجتماعی بسیار به چشم می خورد.اینکه مکانیسم این تاثیر گذاری به چه شکل می باشد و کدام یک از جنبه های زندگی بیش از هر جنبه ی دیگر می تواند تحت تاثیر باورهای ما باشد و از سوی دیگر این باورها چگونه شکل گرفته و رشد می کنند، از پیچیده ترین مباحث مطرح در علم روان شناسی و فلسفه از قدیم تا به امروز بوده و هست.
اپیکتتوس فیلسوف قرن اول میلادی می گوید:«وقتی حادثه ناگواری رخ می دهد، مردم از آن اتفاق ناراحت و آزرده خاطر نمی شوند بلکه این دیدگاه آنها نسبت به مسائل است که آنها را می آزارد.»این گفته به آن معناست که حوادثی که رخ می دهند به خودی خود ما را ناراحت نمی کنند بلکه میزان ناراحتی و رنجش مابه این بستگی دارد که ما چطور به این مسئله نگاه کرده و آن را مورد تحلیل قرار می دهیم.این را نیز می توان گفت که احساسات ما به نحوه پردازش افکار ما بستگی دارند نه به حوادثی که اطرافمان رخ می دهند، به همین دلیل است که بعضی افراد می توانند به خوبی مشکلات را تحمل کنند و از پس حل آنها بر آیند.آنها طرز تفکر و باورهای خاصی دارند که به آنها کمک می کند با شجاعت با ناملایمات روبرو شوند و د عوض این که عصبانی، شرمگین و افسرده شده و از آن حوادث بترسند، به استقبال چالش های زندگی می روند.



تعریف باور و باورهای غیر منطقی


الیس به عنوان یک روان شناس و صاحب نظریه درمان عقلانی-هیجانی ، معتقد است فرد ضمن قبول نکردن واقعیت و جذب شدن در فرایند افکار غیر منطقی در برتری جویی مفرط خود مبتلا به عوارض نسبتاً شدید می شود که اغلب آن را اختلال عاطفی می نامیم.به عقیده وی توسل به این عقاید، به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می شود.وقتی که فرد به چنین عقایدی توسل می جوید در نگرش و برداشت های خود شدیداً بر اجبار الزام و وظیفه تاکید دارد و اگر خود را از این قیدها براند به احتمال قوی در جهت سلامت و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد.
الیس اضطراب و اختلالات عاطفی را نتیجه طرز تفکر غر منطقی و غیر عقلانی می داند و به نظر او افکار عواطف، واکنشهای متفاوت و جداگانه ای نیستند.از این رو تا زمانی که تفکر غیر منطقی جریان دارد اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهد بود.انسان اختلالات و رفتار غیر منطقی اش را از طریق بازگو کردن آنها برای خود تداوم می بخشد به نظر الیس فردی که خود را اسیر و گرفتار افکار غیرمنطقی می کند، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، سستی و رخوت مفرط، عدم کنترل و ناچاری قرار می دهد.انسان به وسیله اشیاء خارجی مضطرب نمی شود بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء دارد موجب نگرانی و اضطرابش می شوند.تمام مشکلات عاطفی افراد از تفکرات جادویی و موهومی آنها سرچشمه می گیرد که از نظر تجربی معتبر نیستند.

خصوصیات باورهای غیر منطقی:


1-این باورها با واقعیت هماهنگی دارند.
2-بوسیله شواهد عینی تایید می شوند.
3-باورهای منطقی به دو صورت شرطی یا نسبی هستند.بنابراین یک حکم قطعی یا مطلق نمی باشند.
4-افکار منطقی با عبارتی همچون (بهتر است که، مناسب است که، خوب است که، صحیح است که )بکار می روند.
همچنین درمانگران عقلانی، عاطفی خصوصیات ذیل را برای باورهای غیر منطقی در نظر می گیرند:
1-افکار و باورهای غیر منطقی با واقعیات موجود هماهنگ و هم جهت نیستند.
2-باورهای غیر منطقی توسط شواهد عینی تایید نمیشوند و فرد در صدد توسط آزمایش آنها نیست.
3-باورهای غیر منطقی به شکل اطلاعات و یا به شکل تصمیم و تصمیم گیری نادرست است.
4-باورهای غیر منطقی با اجبار و الزام و وظیفه است، خشک و انعطاف ناپذیر هستند.
5-باورهای غیر منطقی باعث حالت های آشفته و ناراحت،کننده در فرد می شود و در نهایت م »»نجربه اضطراب، افسردگی و احساس گناه می شود.
باورهای غیر منطقی می تواند به چهار صورت باشد:
الف:چقدر وحشتناک است که ...چقدر خطرناک است که ...
ب:غیر قابل تحمل است که ...غیر قابل تصور است که ...نمی توانم بفهمم که...
پ:زشت است که ...ننگ آور است که ...مایه آبروریزی است که ...
ت:دنیا باید مطابق میل من باشد.
سالها تجربه ی کار بالینی و مشاوره با خانواده ها به خصوص زوج ها و مشکلات مرتبط با روابط آنان نشان می دهد که گاهی اوقات زوجها، باورهایی دارند که باعث مشکلات اساسی در رابطه آنها ایجاد می کند، در تیجه بهتر است اصلاح شوند.از جمله ی این باورها عبارتند از:
1-حکم کردن:
گاهی مواقع زوجها به جای درخواست کردن و پیشنهاد دادن، از الزام و باید ها استفاده می کنند.
عبارت های «باید دار»این ویژگی را دارا هستند که در صورت بر آورده نشدن، احساس خشم و انزجار شدید برای ارائه این "بایدها"ایجاد می کند.مثلا "تو باید همیشه از من حمایت کنی"یا "باید همیشه نسبت به خواسته های من حساس باشی"در اصلاح چنین تفکری، در ابتدا سعی می شود به جای استفاده از باید ها که منجر به احساسات شدید خشم میشود از عبارتهایی استفاده شود که تمایلات ما را می رساند و یا خواسته پیشنهاد ما را به مشکل معقول که قابل پذیرش ترهم هستند ارایه می دهد.مثلا "دوست دارم در مواقعی که دچار مشکل می شوم از حمایت تو بهره ببرم"یا "خیلی خوشحال می شوم وقتی دیر می آیی مرا مطلع کنی"فایده این نوع بیان خواسته ها (به جای استفاده از کلمه ی باید، تقاضا و نیاز و درخواست خود را با کلماتی مثل خوشحال می شوم...، دوست دارم...، بهتر است...، یکی از خواسته های من این است که ...)می تواند این باشد که اولاً در صورت برآورده نشدن نیاز یا درخواست، فرد دچار خشم یا عصبانیت شدید نمی شود بلکه موجب یک رنجش مختصر می شود که این رنجش خود انگیزه ای برای بیان احساسات منفی به شکل کار آمد خواهد شد.ثانیا در مخاطب مقاومت یا سرسختی در برابر تقاضای فرد ایجاد نمی کند و احتمال برآورده شدن یا به هدف رسیدن بیشتر است.
2-مهر طلبی:
از دیگر باورهای غلط زوج ها این است که "من برای احساس ارزشمندی، نیازمند یک رابطه ی محبت آمیز هستم.یا من برای جلب محبت و توجه دیگران از هیچ کاری دریغ نخواهم کرد.این تفکر در عمل باعث می شود که فرد برای حفظ ارزش های شخصی و ارزشمندی خود از دید طرف مقابل، تلاش زیاد کند تا مورد عنایت و لطف قرار گیرد.این فرد ممکن است خیلی راحت از نیازهای شخصی خود برای جلب رضایت دیگران بخصوص همسرش بگذرد و آرزوهای خودرا فراموش کند.مثلا برای خوشایند همسر، وظایف او را به عهده می گیرد، یا برای اینکه همسرش ناراحت نشود و همچنان او را دوست داشته باشد حاضر است از ارتباط با دوستان قدیمی، ورزش کردن، تفریح و ...بگذرد.چنین برخوردی فرد را به یک شخصیت مهر طلب تبدیل می کند که همیشه سعی دارد محبت دیگران را به هر قیمتی جلب کند، از وقت خود،وسایل خود،آرزوهای خود جهت رسیدن به محبت دیگران می گذرد.این افراد، اطرافیان خود را از محبت بی دریغ خود سیراب می کنند و خود تشنه محبت باقی می مانند به عبارتی دیگران را متوقع تر و خود را آرزومند تر پرورش می دهند.در اصلاح چنین طرز تفکری بهتر است از زوج ها به نیازهای فردی و خاص خود (نیازهای فردی زن، نیازهای فردی مرد)و نیازهای مشترک (تفریح، تربیت بچه، ارتباط جنسی و ...)توجه داشته باشیم به عبارتی نقش های زوجین نباید در هم تداخل کند.مثلا:یک مرد علیرغم پدر بودن، همسر بودن، فرزند بودن و ...یک شخص است به نام X که نیازهای خاص دارد و باید به آن رسیدگی کند.چنانچه شخص به این نقش خود رسیدگی کند منجر به تولید ارزش شخصی می شود که فرد را از کسب ارزش، از طریق جلب محبت دیگران بی نیاز می کند.باید توجه داشته باشیم که همه افراد به تایید دیگران نیاز دارند ولی این نیاز نباید در شکل افراطی خود به یک احتیاج تبدیل شود.
3-کم طاقتی در برابر مشکلات:
در این مورد زوج ها به این باور رسیده اند که "قادر به تحمل این مشکل نیستم"یا "این مسئله آنقدر بزرگ و غیر قابل پیش بینی بود که تحملش از توان من کمتر است."حکم اول این افراد چنین است:"زندگی زناشویی باید آرام و بی دردسر و برآورده کننده عموم نیازها باشد"و چون این حکم کمال گرایانه در خیلی از مواقع زیر سوال می رود، فرد دچار اضطراب و نگرانی عدم تحمل این مشکل می شود این افراد در برابر مشکلات احساس می کنند "قربانی ابدی"هستند و مشکلاتشان اصلا نه کم می شوند نه حل.در اصلاح چنین طرز تفکری در ابتدا باید افراد (به خصوص جوان های مجرد و زوج های جدید )را از تفکرات افسانه ای در خصوص زندگی زناشویی رها کرد.افراد باید بدانند استرس همواره در زندگی هست، زندگی بدون استرس فقط در رویا ممکن است.آنچه مهم است کسب مهارت های مقابله با مشکلات زناشویی است در این مورد بخصوص به زوج ها پیشنهاد می شود از طریق پرس و جو و ارتباط با دیگران از این فکر که "مشکل من منحصر به فرد است"بیرون می آید و به جای تفکر کمال گرایانه درباره رمانتیک بودن زندگی به این مسئله بیندیشند که "همواره در زندگی ناکامی، مساله و مشکل وجود خواهد داشت، من نیازمند کسب مهارتهای مختلف جهت حل آنها می باشم.
4-درشت نمایی، فاجعه سازی و وحشتزدگی:
زوجهایی که(باید های)زیادی دارند و از طرفی در برابر مسایل و مشکلات تحمل پایینی دارند، چنانچه مشکلی پیش بیاید احساس می کنند، فاجعه ای رخ داده است که اصلا قابل تحمل، پذیرش و حل نیست، که طبق شواهد عموما مساله پیش آمده بسیار کم اهمیت هم می باشد.این افراد تمایل زیادی دارند تا مشکلاتی هر چند کوچک و بی اهمیت را بزرگ و خارج از تحمل خود جلوه داده و عموما به جای پیدا کردن راه حل شروع به بی قراری، اشک ریختن، نفرین کردن به خود و همسر یا دیگران، خود را بدبخت و سیاه روز دیدن، نموده و عملا هر نوع انرژی و توانی که امکان داشت موجب پیدا کردن راه حل یا رفع مشکل شود صرف شیون و زاری می کنند.از طرفی این افراد تمایل کمی برای چشم اندازهای مثبت وجود در رابطه دارند.این شرایط به خودی خود باعث می شود در هنگام بروز مشکل همسر، مساله را زیر ذره بین تحمل کم خود قرار داده و همچنین نقاط قوت رابطه خود را نبینند و جنجالی مخرب حادث شود.در اصلاح چنین طرز تفکری نیاز است زوج ها به غیر از راه حل های ارائه شده در موارد 1و3، سعی کنند لیستی از تمام نقاط قوت خود، رابطه و همسر خود را یادداشت کنند و با کسب انرژی مثبت از داشته ای خود در ارایه راه حلهای ممکن برای تعدیل و یا بر طرف کردن مشکل موجود به بحث و تبادل نظر بپردازند.که در عموم روابط نقاط قوت بیشتر از نقاط ضعف است.نکته قابل تامل دیگر این است که زوجها باید بدانند "تغییر اصل با ثبات زندگی است"و برای مواردی برای تغییر تاکید داشته باشند که فی نفسه قابل تغییر باشد و مسایل غیر قابل تغییر زندگی را هدف قرار دهند.
5-نیاز به توجه مفرط:
باور این افراد چنین است:"من زمانی خوشبخت هستم که توجه کاملی را از همسرم دریافت کنم."این افراد عزت نفس، اعتماد به نفس و تمام ارزشهای شخصی شان، معطوف به میزان توجه و محبت همسرشان می باشد.این افراد اگر از طرف همسرشان مورد توجه کامل و افراطی قرار نگیرند احساس می کنند ارزشمند نیستند.دائما در حال مقایسه خود با کسانی هستند که مورد توجه همسرشان قرار دارند.این باور در مورد افراد حسود شایع است.مثلا چنین فردی به همسرش می گوید:براستی اگر برای تو ارزشمند و دوست داشتنی باشم، باید همیشه به فکر می باشی، هر روز با من تماس بگیری و سعی کنی تمام وقت را با من بگذرانی "به عبارتی باید همه را فراموش کنی.

چه باید کرد؟


معمولاً وقتی ساختار ذهنی فرد مملو از باورهای غیر منطقی می شود، احساسات وی نیز دستخوش آن باورها قرار گرفته و در نهایت رفتارهای انسان نیز غیر عقلانی می گردد.از همین رو لازم است در گام نخست به اصلاح این باورها پرداخته تا احساسات ما آلوده نگردد.آگاهی نسبت به این باورها، اشراف بر احساسات خود و توانایی کنترل و مدیریت آنها در موقعیتهای مختلف می تواند ما را از گرفتار شدن در باورهای غیر منطقی مصون دارد.همچنین جایگزین نمودن افکار منطقی با افکار غیر منطقی راهکار مناسبی برای غلبه بر این باورها و پیشگیری از بروز اختلافات و تعارض های زندگی زناشویی می شود.
وقتی همسر شما دچار یک یا چند باور غیر منطقی شده است، بهترین کار این است که واکنش احساسی و منفی نسبت به باورها، احساسات و رفتارهای وی نشان ندهید.اجازه دهید کمی زمان بگذرد تا خود وی نیز ضمن تحلیل باورهای خود، به اصلاح احساسات و رفتارهای خود بپردازد.و توصیه آخر اینکه اگر نمی توانید از چنگ باورهای غیر منطقی خود یا همسرتان رها شوید، به یک روان شناس با تجربه مراجعه کرده و از وی راهکارهای لازم را دریافت نمایید.
منبع:نشریه خانواده مطهر

  

تنبیه از دیدگاه روان شناسی و اسلام (1)



چکیده


از دیرباز مناقشه بر میزان اثربخشی تنبیه میان دیدگاه های مختلف روان شناختی ، علوم تربیتی و اسلام وجود داشته است . تنبیه به معنای آگاهانیدن ، بیداری کردن ، واقف گردانیدن به چیزی و آگاه و هوشیار کردن آمده است . معمولاً روان شناسان تنبیه بدنی را جایز نمی دانند و برای آن عوارض نامطلوبی همچون ترس ، عدم یادگیری رفتار درست ، توجیه صدمه زدن به دیگران ، پرخاشگری نسبت به عامل تنبیه کننده ، جانشین شدن یک پاسخ نامطلوب به جای پاسخ نامطلوب دیگر و الگو برداری از آن توسط دیگران برمی شمارند .
تنبیه کودک باید به اندازه جرم وگناه او باشد ، نه بیشتر از آن . اگر کودک عقوبت رفتار اشتباه یا خلاف را نمی داند و یا پیش از تنبیه ، متنبه شد نباید او را تنبیه کرد . نباید به خاطر تشفی خاطر و تخلیه هیجانی کودک را تنبیه کرد . بهتر است از روش های جانشین تنبیه همچون اشباع ، افزایش سن رشد ، گذشت زمان ، تقویت رفتار ناهمساز و نادیده گرفتن استفاده کرد .

مقدمه


آیا این ضرب المثل قدیمی صحیح است ؟ کسی بچه خود را نزند ، روزی به سینه خود خواهد زد . آیا تنبیه یک روش تربیتی است ؟ کارایی آن در چه سطحی است ؟ شرایط استفاده از آن چیست ؟ چه کسانی اجازه اعمال نتیجه را دارند ؟ دیدگاه اسلام در این زمینه چیست ؟ روان شناسان و مربیان تربیتی چه می گویند ؟ اینها و پرسش هایی از این دست ، پرسش هایی است که در محافل تربیتی زیاد مطرح است .
تنبیه در لغت به معنای آگاهانیدن ، بیدار کردن ، واقف گردانیدن به چیزی و آگاه و هوشیار کردن آمده است . در اصطلاح به عملی گفته می شود که لازمه آن آگاه و هوشیار کردن باشد و به سه معنا به کار می رود :
1 . اسکینر(1) می گوید : تنبیه زمانی رخ می دهد که پاسخ چیز مثبتی را از موقعیت حذف می کند یا چیزی منفی به آن می افزاید . در واقع ، تنبیه دور ساختن چیزی از ارگانیسم(2)(موجود زنده) است که خواستار آن است ، یا دادن چیزی است به کسی که طالب آن نیست . تنبیه به این معنا را تنبیه به معنای عام می گوییم .( 3)
2 . ارائه پاسخ منفی به ارگانیسم . تنبیه عبارت است از : ارائه یک محرک آزارنده (تقویت کننده منفی) به دنبال یک رفتار نامطلوب برای کاهش دادن احتمال آن رفتار . اگر پس از انجام رفتاری نامطلوب از سوی کودک ، مثلاً گفتن یک حرف زشت ، با ارائه یک محرک آزارنده مثل سیلی زدن به او بخواهیم حتماً بروز رفتار نامطلوب را در او کاهش دهیم ، او را تنبیه کرده ایم . تنبیه به این معنا ؛ تنبیه به معنای خاص می گوییم.(4)
3 . تنبیه بدنی یا کتک زدن . گاهی مراد از تنبیه به همین معناست که ما آن را تنبیه به معنای اخص می گوییم . روشن است که بر طبق معنای اول ، تنبیه طیف وسعیی را در بر می گیرد که عبارت است از : تغافل ، بی اعتنایی ، تهدید ، تحقیر ، سرزنش ، تمسخر ، محروم سازی ، جریمه ، جبران ، تغییر چهره ، روی برگرداندن و تنبیه بدنی . اما بر طبق معنای دون ، تنبیه دیگر شامل تغافل ، بی اعتنایی ، محروم سازی و به عبارت دیگر ، حذف تقویت مثبت نمی شود . آنچه از میان این معانی سه گانه مورد تردید و بحث واقع شده است ، قسم سوم یا تنبیه به معنای اخص است . گرچه برخی از مصادیق تنبیه به معنای خاص دوم ، نظیر تهدید ، تحقیر ، سرزنش و تمسخر نیز کما بیش مورد رد و انکار واقع شده است .( 5)

تنبیه و عوارض آن از دیدگاه روان شناسی


معمولاً روان شناسان تنبیه را - دست کم تنبیه بدنی را جایز نمی دانند و عدم کارایی و یا اثرات و مضرات جانبی آن را دلیل بر این امور می دانند . ولی باید گفت : چنین نیست اولاً ، چنین چیزی نیست که تنبیه کارایی نداشته باشد . در بسیاری از موارد ، تنبیه اصلاح کننده است . بطوری که عموم کسانی که در مورد اصلاح رفتار کتابی نوشته اند ، تنبیه را به عنوان یکی از روش های اصلاح و تغییر رفتار ذکر کرده اند ، ثانیاً ، در مواردی که تنبیه اصلاح کننده نباشد ، حداقل دارای اثر بازدارندگی و عبرت آموزی برای دیگران است این خود اثر کمی نیست ؛ زیرا مواردی وجود دارد که رفتار نامطلوب باید فوراً متوقف شود ، به طوری که اگر متوقف نشود ، آثار جبران ناپذیری به بار خواهد آورد .
اسکینروثراندایک(6) بر سر اثر بخشی تنبیه هم رای هستند : تنبیه احتمال پاسخ را کاهش نمی دهد . اگر چه تنبیه سبب بازداری یا واپس زدن پاسخ می شود ، ولی تا زمانی که تنبیه به کار می رود ، عادت ضعیف نمی گردد .(7)
گاتری (8) روان شناس رفتارگرا ، که از قوانین تداعی تنها قانون مجاورت را پذیرفته است ، می گوید : کارآمدی تنبیه به وسیله آنچه که تنبیه ارگانیسم تنبیه شده را به انجام آن وا می دارد ، تعیین می گردد . تنبیه نه به علت ناراحتی ای که تولید می کند ، بلکه به سبب اینکه نحوه پاسخ دهی فرد به محرک های معین را تغییر می دهد ، موثر است . تنبیه تنها در صورتی موثر است که پاسخ تازه ای را به محرک های قدیمی ایجاد کند . به طور خلاصه ، گاتری معتقد است .(9)
1 . آنچه درباره تنبیه مهم است ، عملی است که ارگانیسم در نتیجه تنبیه انجام می دهد ، نه احساسی که بر اثر تنبیه در او بوجود می آید .
2 . برای اینکه تنبیه موثر افتد ، باید رفتاری را ایجاد کند که با رفتارتنبیه شده ناهمساز است .
3 . برای اینکه تنبیه موثر افتد ، باید در حضور محرک هایی که رفتار تنبیه شده را فرا می خواند اعمال گردد .
4 . اگر در شرایط موجود در بندهای 2 و 3 بالا رعایت نشود ، تنبیه ناموثر خواهد بود حتی ممکن است پاسخ نامطلوب را قوی تر سازد .
جان لیونز و همکاران(10) می گویند : بسیاری از مطالعات بیانگر تاثیر تنبیه بر رفتار هستند . یافته ها می گویند : میزان تاثیر تنبیه در فرو نشاندن رفتار نامطلوب وابسته است به :
الف) شدت ، مدت ، فراوانی و توزیع پیامدهای ناخوشایند تنبیه ؛
ب) فواصل زمانی اجرای تنبیه ؛
ج) شدت رفتاری که به خاطر آن تنبیه صورت می گیرد ؛
د) وجود پاسخ های جانشین ؛
هـ) محدوده ای که در آن رفتار متضاد یا مطلوب پاداش داده می شود .
در روان درمانی ، تنبیه در اصلاح رفتارهایی که برای کودکان یا دیگران خطر فوری دارد ، یا جاهایی که نتیجه فوری لازم است ، بهترین کاربرد را دارد .
موریس(11) در زمینه اصلاح رفتار کودکان می نویسد : درست همان طور که با پاداش دادن به کودک در هر زمان که رفتار مطلوب را انجام می دهد ، می توان آن رفتار را نیرومند کرد ، با پاداش ندادن قاطعانه به کودک هنگام اجرای رفتار نامطلوب نیز می توان این رفتار را در او کاهش داد ..... به هر حال ، در مواقع نادری از تنبیه بدنی (مثل یک سیلی دردناک ، یا یک فریاد) ، باید استفاده شود .(12)
سال آکسلرد(13) می نویسد :چ
علی رغم بعضی از نواقصی که به این روش (تنبیه) نسبت داده اند ، من معتقدم که تکنیک های تنبیه می توانند ابزاز مفید برای آموزگار باشند . یک دلیل این است که تنبیه احتمالاً در شرایطی موثر واقع می شود که تکنیک های دیگری مانند تقویت یک رفتار ناهمساز و خاموشی کارگر نیستند . همین طور روش های تنبیه اغلب رفتارهای نامطلوب را سریع تر از تکنیک های دیگر کاهش می دهند .(14)
والترچین(15) و بنکس(16)(1972) معتقدند : « هرکودکی باید بفهمد که در صورت نافرمانی و سرپیچی از اطاعت بزرگسالان با او برخورد نامطلوبی خواهند داشت . اگر کودک به خاطر عمل اشتباه خود ، تنبیه نشود تصور می کند که عمل او به طور ضمنی تایید شده است .(17)
رونالدز ایلینگورت می گوید :
بسیاری از والدین بر این باورند که تنبیه بدنی نادرست و نامطلوب است و به جای آن اغلب از تنبیه ذهنی و روانی ، که به مراتب خطرناکتر است ، استفاده می کنند یا هیچ پدر و مادری هرگز نباید از سلاح تهدید به ترک کودک یا دوست نداشتن او و یا فرستادن کودک به شبانه روزی ها استفاده کند . در تمام مواقع ، چه در خانه و چه در مدرسه ، سلاح تمسخر ، انتقاد و تحقیر کودک بدو نامطلوب است و نتیجه ای جز اینکه کودک را غمگین و دچار ناامنی سازد نخواهد داشت . در مورد کودکان سنین پیش از دبستان ، که به اندازه کافی می فهمند ، زدن ضرب های آرام به پشت آنها ، بدون خطر است . همین تنبیه نیز پس از آن سن ، غالباً غیر ضروری و نامطلوب است . به هر حال ، باید توجه داشت که تنبیه بدنی به هیچ عنوان نباید آسیب برساند . همچنین کودک نباید در حضور برادران و خواهران خود تنبیه بدنی شود . احیاناً اگر تنبیه شد ، پس از آن دیگر نباید با او حرف زد .(18)
سیف در کتاب تغییر رفتار و رفتاردرمانی در پایان بحث تنبیه می گوید :
کوتاه سخن اینکه ، روش تنبیه خشن ترین و نامطلوب ترین روش تغییر رفتار است . استفاده غیر مسئولانه از آن عوارض جانبی نامطلوب به بار می آورد ، هرگز نباید به صورت یک روش تربیتی از آن استفاده شود . تنها زمانی که رفتار نامطلوب برای صاحب رفتار یا کسان دیگر تهدید کننده سلامتی است باید به کار گرفته شود ، آن هم به صورت موقتی تا اینکه فرصت استفاده از روش های دیگر فراهم آید و پیش از استفاده از روش تنبیه باید رضایت شخص یا سرپرست و قیم او را کسب کرد .(19)

پی‌نوشت‌ها:


* استادیار گروه روان شناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی تنکابن.
** دانشجویی کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی.
1 . Skinner .
2 . Organism .
3 . علی اکبر سیف ، تغییر رفتا و رفتار درمانی ، ص 400 - 391 .
4 . همو ، روان شناسی پرورشی ، ص 277 .
5 . سید علی حسینی زاده ، « تنبیه از دیدگاه اسلامی » ، حوزه دانشگاه ، سال چهاردهم تا پانزدهم ، ص 31 - 23 .
6 . Thorndik .
6 . Guthrie .
7 . علی اکبر سیف ، روان شناسی پرورشی ، ج 4 ، ص 278 .
8 . Lyons , john .
9 . همو ، روان شناسی پرورشی ، ج 4 ، ص 277 .
10 . گلاور ، جان ، ای ؛ برونینگ ، راجر ، اچ . روان شناسی تربیتی (اصول و کاربرد آن » ، ترجمه علینقی خرازی ، ص 278 .
11 . Muris .
12 . ریچارد جی . موریس ، اصلاح رفتار کودکان ، به نقل از کسائیان ، ص 88 - 73 .
13 . Akselerd , S . R .
14 . سال آکسلرد ، تغییر رفتار در کلاس درس ، منیجه شهنی ییلاق ، ص 47 .
15 . Chine , w .
16 . Benex .
16 . Eilnegoreth , R . O .
17 . گلاور ، جان ، ای ؛ برونینگ ، راجر ، اچ . روان شناسی تربیتی (اصول و کاربرد آن » ، ترجمه علینقی خرازی ، ص 278 .
18 . ایلینگورس ، رونالدس ، کودک و مدرسه ، ترجمه شکوه نوابی نژاد ، ص 47 .
19 . علی اکبر سیف ، تغییر رفتا و رفتار درمانی ، ص 400 - 391 .


منبع:نشریه اسلام و پژوهشهای تربیتی شماره 4

  
خبر مایه
آمار وبلاگ

بازدید امروز :16
بازدید دیروز :20
کل بازدید : 1530
کل یاداشته ها : 73


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ